محل لوگو

اشتراک در خبرنامه

جهت عضویت در خبرنامه لطفا ایمیل خود را ثبت نمائید

Captcha

آمار بازدید

  • بازدید امروز : 148
  • بازدید دیروز : 770
  • بازدید کل : 253330
  • عنوان اسلاید
  • عنوان اسلاید
  • عنوان اسلاید

دانلود کتاب روشهای طبخ آبزبان


توضیحات : مصرف آبزیان در سالهای اخیر در بین اقشار مختلف مردم مورد توجه قرار گرفته ولی هنوز با متوسط مصرف دنیا فاصله زیادی دارد. عدم آشنایی مردم به روشهای مختلف طبخ آبزیان از عوامل موثر در پایین بودن سرانه مصرف آبزیان در کشور می باشد؛ زیرا ذائقه بسیاری از مردم به تعداد محدود روش طبخ در کشور سازگاری ندارد. لذا همگام با افزایش تولیدات آبزیان در کشور، آشنا نمودن مردم با روشهای طبخ آبزیان امری ضروری است که مطالب حاضر درباره روشهای مختلف طبخ ماهی و میگو، همچنین نحوه تشخیص آبزیان تازه و سالم می باشد. سعی شده است موارد به صورت ساده و روان ارائه گردد. امید می رود که بتواند راهنمای خوبی برای علاقه مندان باشد.

دانلود کتاب روشهای طبخ آبزبان
انتشار : ۲۵ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

ازدواج پسر 7 ساله با مادرش!! + تصاویر


پسری که عاشق مادرش بود و آرزو داشت تا با مادرش ازدواج کند بالاخره به آرزوی خود رسید و مادرش مراسمی را ترتیب داد تا در آن با پسرش ازدواج کند.

ازدواج عجیب و غریب مادر با پسر 7 ساله اش

پسر 7 ساله ای به نام "لوگان مونتکستل" توسط پزشکان در ماه دسامبر گذشته تشخیص داده شد که او به اختلالات ژنتیکی دچار شده است که این اختلالات ژنتیکی در مغز و سیستم عصبی او تاثیر منفی گذاشته بود که برای خانواده وی اتفاق بسیار دردناکی بود.ازدواج پسر با مادر

ازدواج پسر با مادر

اما روز گذشته تصاویری بسیار عجیب از او و مادرش در صفحات مجازی منتشر شد که باعث شوکه شدن کاربران صفحات مجازی شد.جزئیات بیشتر را در ادامه این مطلب از بخش سرگرمی نمناک خواهیم گفت.

لوگان مونتکستل

جشن ازدواج پسر 7 ساله با مادرش

روز گذشته تصاویر عجیب و غریب از پسر 7 ساله ای به نام "لوگان مونتکستل" در صفحات مجازی منتشر شد که وی در این تصاویر در حال ازدواج با مادرش بود!.اما این اتفاق کمی تعجب برانگیز است که او به چه علت با مادرش ازدواج کرده است؟! این سوالی بود که ذهن تمام کاربران صفحات مجازی را درگیر خود کرده بود.

 ازدواج یک پسر با مادرش

مراسم جشن ازدواج مادر و پسر 7ساله با مشکلات ژنتیکی

اما مادر او به نام "جوئلین" در پاسخ این چنین گفت:"پس از آنکه من متوجه شدم لوگان به اختلالات ژنتیکی دچار شده است،برایم کمی سخت بود و او همیشه به این علاقمند بود تا با من ازدواج کند.شاید عجیب باشد ولی من برای خوشحال کردن او پذیرفتم که لوگان ازدواج کنم تا بتواند به خواسته خود دست یابد.شما شاید نتوانید درک کنید که به چه میزان لوگان خوشحال شده بود!او در خوشحالی غرق شده بود که توانسته بود به آرزوی خود برسد".

عکس ازدواج پسر با مادر

مراسم ازدواج مادر با پسر هفت ساله اش

قطعا شاید هر یک از ما به جای مادر لوگان بودیم،این خواسته را نمی پذیرفتیم ولی مادر لوگان با تمام وجودش تصمیم به برگزاری این مراسم گرفت تا بتواند فرزندش که دچار اختلالاتی در مغزش شده بود،خوشحال شود.

ازدواج عجیب کودک

ازدواج مادر با پسر بخاطر بیماری فرزندش

آقای لوئیز کار کشیش حاضر در این عروسی بود و در مورد این ازدواج این چنین گفت:"بدیهی است که این ازدواج واقعی نیست و مادر لوگان با این تصمیم خود تنها قصد داشت تا فرزندش را خوشحال کند".

 منبع: نمناک

گاهی از میان باران و برگ ها (هیوا مسیح )


شعرهای هیوا مسیح

هیوا مسیح متولد سال 1344 سراینده شعر سپید است و علاوه بر عرصه شعر در زمینه‌‌های نویسندگی، روزنامه‌نگاری، نقد سینما، عکاسی، تئاتر، مجسمه‌سازی و نقاشی نیز فعالیت دارد. او با انتشار کتاب «من از دنیای بی کودک می‌ترسم» شیوه ادبی جدیدی را که آمیزه‌ای از شعر و نثر ادبی بود معرفی کرد. هیوا مسیح شاعری است که با آمیختن شعر و نثر شیوه ادبی جدیدی را در ادبیات فارسی پایه‌گذاری کرد.

 

گاهی از میان باران و برگ ها

صدایی می شنوم

گاهی درست غروب یکشنبه ی خاموش

که پله های پشت در ناتمام می مانند

تو از

مکث ناگهان من جدا می شوی

چتر می گشایی و

رو به باران و برگ ها می روی

کنار پله های ناتمام

پشت دری خسته که با نیم رخی خیس باز می شود

صدایی می شنوم که تویی

دو چشم از باران آورده ام

که همیشه از خواب های خیس می گذرد

می آیی و انگار پس از یک قرن آمده ای

باچتری خسته و

صدایی که منم

کنار آخرین پله و مکث ناگهان

سر بر شانه ام می گذاری و

گوش بر دهان زمزمه ام

تا صدایی بشنوی که منم

و می شنوی

آرام می شنوی

صبحگاهی از همین شهر بزرگ

از کنار همین پنجره های رو به هر کجا

از کنار همین کتاب

بزرگ

که رو به خاموشی تو بسته است

که رو به بیداری من آغاز می شود

آمدم

صبحگاهی از کنار خاموشی خسته که تویی

ذکری از دفتر سوم

به خانه و پله ها

و میان باران و برگها پر کشید

روی بر دیوار کن تنها نشین

وز وجود خویش هم خلوت گزین

گاهی از میان

باران و غروب یکشنبه

صدایی می شنوم

گاهی

نه تویی

نه منی

نه صدایی که از دفتر سوم

من و این صدای یکشنبه

من و این صدایی که تویی

کنار گوش و چتر خسته سکوت می شویم

رو به همین دهان بسته که منم

رو به همین مکث ناگهان که تویی

سکوت می شوی

نه

منی

نه تویی

نه صدایی

همیشه از دفتر سوم

ذو به باران و چتر پر از حرف های با خودم

صدایی می شنوم که تویی

صدایی می شنوم که منم

 

گاهی از میان باران و برگ ها (هیوا مسیح )
انتشار : ۲۴ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

اشعار شهادت امام حسن عسکری علیه السلام


شعر شهادت امام حسن عسکری

 

ای عزیز دل زهرا پسرم مهدی جان

سوخت از زهر هلاهل جگرم مهدی جان

 

دوست دارم که به دامان محبت بنهی

از ره مهر و محبّت تو سرم مهدی جان

 

معتصم داد به من زهر که با خوردن آن

شمع سان سوخت ز پا تا به سرم مهدی جان

 

موقع دادن جان از اثر زهر جفا

روز شد تیره به پیش نظرم مهدی جان

 

ز آتش زهر جفا گر چه به خود می پیچم

یاد آن سینه و آن میخ درم مهدی جهان

 

داد زهار بستان زان دو نفر روز ظهور

سوختند آن دو نفر برگ و برم مهدی جان

 

روز موعود تو از ثانی نامرد بپرس

کرد نیلی ز چه روی قمرم مهدی جان

 

پهلوی مادر ما را بشکست و بشکست

زین جنایت به خدا بال و پرم مهدی جان

 

دل ژولیده از این ماتم عظمی خون شد

ای عزیز دل زهرا پسرم مهدی جان

(ژولیده نیشابوری)

 

اشعار در مورد شهادت امام حسن عسکری, نوحه شهادت امام حسن عسکری

اشعار شهادت امام حسن عسکری (ع)

 

بازهم یک حسن وزهر وشرر بر پیکر

باز از نسل علی گشته یکی،پاره جگر

 

باز هم غربت وتنهایی اولاد نبی

زآسمان علوی باز غروب اختر

 

سامرا غم زده از قتل امامی مظلوم

باز راس پدری بر سر زانوی پسر

 

عسکری گشته جوانمرگ وبگرید عالم

در غم یازدهم گنج ولا را گوهر

 

مهدی اش آمده از پرده غیبت به برش

تا که گیرد همه اسرار امامت زپدر

 

اشکهایش بچکد بر رخ بابای جوان

آن یتیمی که بود عرش وزمین را زیور

 

تاکه روح از تن مولا حسن آمد به برون

صاحب عصر و زمان گشت عزادار پدر

 

سامرا گشت سیه پوش غم مولایش

بر دل جمله محبان غم او شد آذر

 

مهدیش بهر پدر خواند نماز میت

کرد اثبات که باشد به خلایق رهبر

 

رفت آغاز کند غیبت کبرای خودش

ای خوشا روزظهوری که نماید منظر

اسماعیل تقوایی

 

شعر شهادت امام حسن عسکری, مداحی شهادت امام حسن عسکری

اشعار در مورد شهادت امام حسن عسکری (ع)

 

شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن

جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن

 

عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم

کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن

 

در عزای عسگری آید زنای اهل دل

صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن

 

آب شد شمع وجودش زاتش زهر ستم

خاک غم بر سر کنم زین ماجرا یابن الحسن

 

در جوانی رفت از دنیا امام عسگری

شد کویر دل از این غم شعله زا یابن الحسن

 

این مصیبت را زسوز سینه و با اشک وآه

تسلیت گوئیم امشب بر شما یابن الحسن

 

گاه از هجران جانسوز تو سوزم همچو شمع

گاه از فقدان آن نور هدی یابن الحسن

 

دست رد بر سینه ام امشب مزن زیرا که من

با محبان تو هستم آشنا یابن الحسن

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

اشعار شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

اشعار آغاز امامت امام زمان


سرود های آغاز امامت امام زمان (عج)

 

تاج امامت است به روی سر شما

خیل ملائکند به دور و بر شما

 

قربان چهره ات که تجلی مصطفاست

قربان آن صلابت چون حیدر شما

 

ای کاش صبح روز ظهورت صدا کنند

نام مرا عزیز خدا؛ یاور شما

 

در زیر طاق صحن گوهرشاد حاضر است

از بهر خطبه خوانی تان منبر شما

 

نفرین فاطمه شده صدشکر مستجاب

لبخند آمده به لب مادر شما

 

آقا دعا کنید که در زندگی مان

باشیم ای ذخیرۀ حق یاور شما

 

ای چشمۀ زلال الهی ظهور کن

ماتشنه ایم، تشنه لب کوثر شما

 

فرموده ای که الگوی من مادر من است

با این حساب فاطمه شد رهبر شما

 

کی ریشه کن کنی تو تبار یهود را

ای جان فدای طنتنه ء خیبر شما

 

بیرون بکش زخاک دوتا غاصب فدک

این انتقام گشته به حق باور شما

 

روز ظهور نعره زنی جدی الحسین

کرببلاست چون هدف آخر شما

 

آغاز امامت امام زمان, اشعار آغاز امامت امام زمان

شعر آغاز امامت امام زمان (عج)

 

لبخند خورشید/بر ارض و سما/شور و شعف شد/در دل هویدا

نور امامت/شد جلوه گر در/شمس جمال ِ/مهدی زهرا

شاهنشهی و عالم هستی گدایت/ یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

سید العالم/جان جهانی/جان جهانی/آرام جانی

نورُ الکواکب/امام غائب/حجت اللهی/صاحب زمانی

کبوتر دل می زند پر در هوایت/ یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

به خوشحالی ِ/ام ابیها/به ذریه ی/پاک مصطفی

دعا کن شود/رزق جمع ما/هم سامرا و/هم کرببلا

ای قربان نافله و ذکر و دعایت/ یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

غرق گناهم/بده پناهم/در سوز و آهم/ای تکیه گاهم

از همه جا من/درمانده گشتم/اما تو دادی/دوباره راهم

نفسم را کن ذبیح صحرای منایت/ یا حجة بن العسکری جانم فدایت

نهم ربیع عید ولایت/تابد به عالم نور هدایت

یا حجة بن العسکری جانم فدایت

 

مولودی آغاز امامت امام زمان, سرود های آغاز امامت امام زمان عج

مولودی برای تاج گذاری امام زمان (عج)

 

جهان محیط وسیع عنایت است امروز

وجود، مرکز نور هدایت است امروز

 

عطا و جود و کرم بی نهایت است امروز

دهید مژده که عید ولایت است امروز

 

خجسته باد به مستضعفین زعامتشان

که ثبت شد به کتاب خدا امامتشان

 

الا که قائم امر قیام شد مهدی

زمامدار به کل نظام شد مهدی

 

به خلق، رهبر والا مقام شد مهدی

امام بود و دوباره امام شد مهدی

 

کرامت و شرف و نصر ما مبارک باد

امامت ولیعصر ما مبارک باد

 

محیط سفرۀ گستردۀ کرامت اوست

پناه عالم هستی به ظلّ قامت اوست

 

امامت همه مستضعفین امامت اوست

"سلامت همه آفاق در سلامت اوست"

 

کرامتی که ز کف رفته باز، باز آرد

لوای حمد علی را به اهتزاز آرد

 

سلام گرم همه اولیا به جان و تن اش

که اوست شمع و دل انبیاست انجمن اش

 

شفای روح هزاران مسیح در سخنداش

شکوه احمدی و ذوالفقار بوالحسن اش

 

صلای عدل الهی به تازیانۀ اوست

لوای دولت مستضعفین به شانۀ اوست

 

نُه ربیع نخستین، نکوترین عید است

غدیر دوم پویندگان توحید است

 

بزرگ عید امامت بدون تردید است

ندای نصر من الله مهر تایید است

 

ترانۀ جرس از کاروان نور آید

ز جبرئیل امین مژدۀ ظهور آید

 

الا قیام قیامت به قامتت مهدی

حیاتِ عدل، محیط زعامتت مهدی

 

گرفته ملک جهان را کرامتت مهدی

خجسته باد مقام امامتت مهدی

 

الا ندیده، دل و دیده محو دیدارت

هزار یوسف مصری اسیر بازارت

 

امامت تو نوید نخست قرآن است

امامت تو کلید نجات انسان است

 

امامت تو امید همه امامان است

امامت تو کمال کمال ایمان است

 

امامت تو امید موالیان خداست

هماره آرزوی قلب سیدالشهداست

 

هزار موسی عمران مقیم طور تو اند

مقیم طور تو پروانه های نور تو اند

 

تمام خلق خداوند در حضور تو اند

هماره منتظر لحظۀ ظهور تو اند

 

به جمع منتظران چون علی امامت کن

قیام توست قیامت، بیا قیامت کن

 

تو آفتاب خدایی خدا نگهدارت

همیشه در دل مایی خدا نگهدارت

 

مدینه؟ کرب و بلایی؟ خدا نگهدارت

کنار قبر رضایی؟ خدانگهدارت

 

"تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد"

"وجود نازکت آزردۀ گزند مباد"

 

به تیغ عدل تو کاخ ستم خراب شود

تمام عالم، یکباره انقلاب شود

 

عدو در آتش بیداد خویش آب شود

دعای فاطمه یک روز مستجاب شود

 

چه می شود که شود از دعای مادر تو

دو چشم "میثم" تو جای پای لشگر تو

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

اشعار آغاز امامت امام زمان
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

صدا کن مرا،صدای تو خوب است(سهراب سپهری)


شعر از سهراب سپهری

سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهم‌ترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبان‌های بسیاری از جمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شده‌اند.

 

صدا کن مرا

صدای تو خوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن می روید

در ابعاد این عصر خاموش

من از طعم تصنیف درمتن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیا تابرایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

و تنهایی من شبیخون حجم ترا پیش بینی نمی کرد

و خاصیت عشق این است

کسی نیست

بیا زندگی را بدزدیم آن وقت

میان دو دیدار قسمت کنیم

بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم

بیا زودتر چیزها را ببینیم

ببین عقرباک های فواره در صفحه ساعت حوض

زمان را به گردی بدل می کنند

بیا آب شو مثل یک واژه در سطر خاموشی ام

بیا ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را

مرا گرم کن

و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد

و باران تندی گرفت

و سردم شد آن وقت در پشت یک سنگ

اجاق شقایق مرا گرم کرد

در این کوچه هایی که تاریک هستند

من از حاصل ضرب تردید و کبریت می ترسم

من از سطح سیمانی قرن می ترسم

بیا تا نترسم من از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است

مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد

مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات

اگر کاشف معدن صبح آمد صدا کن مرا

و من در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو بیدار خواهم شد

و آن وقت

حکایت کن از بمبهایی که من خواب بودم و افتاد

حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد

بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند

در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت

قناری نخ زرد آواز خود را به پای چه احساس آسایشی بست

بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد

چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد

چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید

و آن وقت من مثل ایمانی از تابش استوا گرم

ترا در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

صدا کن مرا،صدای تو خوب است(سهراب سپهری)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

کالای عشق (ادیب برومند)


...

عبدالعلی ادیب برومند در بیست و یکم خرداد ماه ۱۳۰۳در زادگاهش شهر« گـز» از شهرستان برخوار اصفهان به دنیا آمده است.پس از دریافت سیکل به دبیرستان« صارمیه » اصفهان رفت و در رشتهُ ادبی دیپلم گرفت و در شهریور ماه ۱۳۲۱ به منظور ادامه تحصیل به تهران رفت و در سال ۱۳۲۴ موفـّـق به گرفتن لیسانس در رشته حقوق قضائی از دانشکده حقوق گردید. عبدالعلی ادیب برومند در سن ۹۲ سالگی در 23 اسفندماه ۱۳۹۵درگذشت.

 

سینه ام جز جایگاهِ آهِ دردآلود نیست

آرى این کانون آتش خیز را، جز دود نیست

در گذرگاه جهان، کو رهروى صافى ضمیر

کز غمش آینه خاطر، غبارآلود نیست

قلب ما خونین دلان بى غش بود چون زرّ سرخ

این که ما داریم، آرى قلب سیم اندود نیست

عشق را نازم که هم درد است و هم درمان مرا

عاشق از غم گرچه رنجور است، ناخشنود نیست

هر که را شد دامن اندیشه چون دریا بسیط

در بساط همّتش اندیشه کمبود نیست

در تعلق سود اگر خواهى، بجو کالاى عشق

ورنه زین سوداى بى حاصل کسى را سود نیست

تا مرا چشمى ست گریان در فراق روى دوست

گردشم جز بر کنار جوى و طرف رود نیست

یار اگر عهد و وفا را سربه سر بدرود گفت

از سر کویش مرا هرگز سر بدرود نیست

شد وفا، فرسوده کالایى به عهد ما، « ادیب »

کز گذشت روزگارش تار هست و پود نیست

 

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

 

کالای عشق (ادیب برومند)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

اشعار میلاد پیامبر اکرم و امام صادق علیه السلام (4)


اشعار میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع)

 

آبروی عالَمین خوش آمدی

به فَلَک نور دو عین خوش آمدی

ای رسول خاتم ای جان جهان

دلخوشیِ حَسَنِین خوش آمدی

یا مصطفی یا احمد...

 

به ولادتِ پر از نور شما

روح و جان مؤمنین صفا گرفت

به عنایت خدا و اهل بیت

عالَمی ذکرِ یا مصطفی گرفت

یا مصطفی یا احمد...

 

سال دیگر به دعای فاطمه

جشن میلاد تو ای رُکنِ وجود

وعده ما حَرَمِ مُحترمت

ولی با نابودیِ آلِ سعود

یا مصطفی یا احمد...

 

ششمین دُرّ امامت و وِلا

ششمین نورِ خدا خوش آمدی

پسر فاطمه جان مرتضی

صادق آلِ عبا خوش آمدی

مدد امامِ صادق...

 

تو فروغ مِهر تابنده ی حق

تو اُمید عاشقانی مولا

کوکب سپهر فضلی و شرف

برتر از حدّ بیانی مولا

مدد امامِ صادق...

 

هِفدَهِ ماهِ ربیع زِ مَقدَمَت

دلِ دِل سِپُردِگان پُر شعف است

روی ما هم به سوی مدینه و

هم سوی صحن و سرای نجف است

علی علی یا مولا...

 

میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق, شعر میلاد پیامبر اکرم

 

عیـــد میــــلاد محمّــد آمد

گل برافشانید که احمد آمد

آمنــه محــو جمــالش مکـه مبهـوتِ جلالـش

صلـــــوات صلـــــوات بـه محمّـد و بـه آلش

یــا محمّـد یــا محمّـد عیــد میـلادت مبارک

 

آمنه از حق گوهر گرفتی

کل قـرآن را در بر گرفتی

بین جمال ذوالمنن را از لبش بشنو سخن را

با فروغش کن تماشا قصر شامـات و یمـن را

یــا محمّـد یــا محمّـد عیــد میـــلادت مبـارک

 

اختران امشب شب‌زنده‌دارند

بــا رســـول‌الله زمزمــه دارند

مه شده شب زنده‌دارش آسمــان دل‌ بـی‌قـرارش

لحظه لحظه هـر ستاره این‌سخن باشد شعارش:

یـــا محمّـد یــا محمّـد عیــــد میـــلادت مبــارک

 

مکه می‌گـردد دور محمّد

سجده آرد بر جمال احمد

یا محمّـد دلبری کن تا ابـد روشنگــری کن

بــار دیگـــر امتـت را رهبری کن، رهبری کن

یـا محمّـد یـا محمّـد عیــد میــلادت مبـارک

 

طی شده دوران کفر و مستی

گشتـــه دوران خـــداپــرستی

از بتـان کعبــه امشب بشنوید آوای «یـارب»

در حرم بت‌ها سراسر ذکرشان گردیده برلب

یــا محمّـد یــا محمّد عیـد میــلادت مبـارک

غلامرضا سازگار

 

 اشعار میلاد پیامبر اکرم و امام صادق, مولودی میلاد پیامبر اکرم و امام صادق

مولودی میلاد پیامبر و امام صادق (ع)

 

شب تجلی عشق و عقیده است امشب

شب ظهور هزاران سپیده است امشب

 

گلی به گلشن یاسین شکفته شد که فلک

نظیر چهرۀ او را ندیده است امشب

 

دمید صادق آل رسول همچون ماه

مهی که آینه دار سپیده است امشب

 

سپهر علم و فضیلت دوباره نورانی است

ستارۀ سحر ما دمیده است امشب

 

حضور حضرت باقر فرشتۀ رحمت

برای عرض تهیت رسیده است امشب

 

به "ام فروه" بیا تهنیت بگو که گلش

به مهد مهر و وفا آرمیده است امشب

 

به پاس مقدم این گل نثار کن صلوات

که درخور صلواتی حمیده است امشب

 

همان گلی که خدا را ستود و مرغ سحر

صدای زمزمه اش را شنیده است امشب

 

خوشا کسی که خداوند عاشقانش را

برای خدمت او برگزیده است امشب

 

ز باغ دانش او سوی تشنگان علوم

نسیم رحمت و دانش وزیده است امشب

 

همیشه پیرو این مکتب پر از نور است

کسی که جام ولایت چشیده است امشب

 

چو یاد اوست عبادت به یاد حضرت او

دلم به سوی خدا پر کشیده است امشب

 

بیا و سر به حریم مقدسش بگذار

که مرغ دل به مدینه پریده است امشب

 

بگو به خلق «وفائی» چراغ دانش را

خدا ز جلوۀ او آفریده است امشب

سید هاشم وفایی

 

میلاد پیامبر اکرم و امام جعفر صادق, شعر میلاد پیامبر اکرم

 

مدینه غرق صفا شد ز روی حضرت صادق

دمید عطر محمد ز بوی حضرت صادق

 

فروغ روی نبی را که مکه یافت در امشب

مدینه دیده دوباره ز روی حضرت صادق

 

شب درخشش خورشید آسمان علوم است

که نور می دهد از چار سوی حضرت صادق

 

ششم امام که باشد ضمیر عالم و آدم

مثال آینه ها روی به روی حضرت صادق

 

تمام فقه بود وامدار مکتب فضلش

کمال عشق بود راز گویِ حضرت صادق

 

روایتی است کرامت از آن وجود مکرّم

حکایتی است شفاعت ز خوی حضرت صادق

 

پیمبران نرسیدند بر مقام نبوت

که جرعه ای نزدند از سبوی حضرت صادق

 

بسان زمزم و تسنیم و سلسبیل روان است

علوم آل محمد ز جوی حضرت صادق

 

ز کهکشان فضیلت طنین فکنده به عالم

خروش عدل علی از گلوی حضرت صادق

 

قیام علمی او چون قیام سرخ حسینی

فکنده لرزه به کاخ عدوی حضرت صادق

 

کمر به کشتن او بست دشمنش چو نظر کرد

که هست غالب دلها به سوی حضرت صادق

 

فرشته جسته تقرب بهشت یافته رونق

ز قطره قطره ی آب وضوی حضرت صادق

 

بود تجلی والشمس ز آن جمال مبارک

بود مفسّر والّیل موی حضرت صادق

 

چراغ راهنمای بشر به عالم توحید

همیشه وقت بود گفتگوی حضرت صادق

 

کتاب جابر حیان حدیث فضل مفضّل

یکی است ز آن همه راز مگوی حضرت صادق

 

اگر به علم درخشد ، چو آفتاب، گرفته

ذُراره ذرّه ای از مهر روی حضرت صادق

 

حُشام حشمت علمی گرفته از حَشَم او

که کرده تر، لب جان از سبوی حضرت صادق

 

بگو فلاسفه را تا برای درک حقایق

نهند رو به ره مهر پوی حضرت صادق

 

نماز پایه ی دین است و بود لحظه ی آخر

نماز و حرمت آن گفتگوی حضرت صادق

 

بخوان دعای فرج را به آرزوی اجابت

که بوده صبح فرج آرزوی حضرت صادق

 

شب دعاست برای فرج بیا که بخوانیم

خدای را همه بر آبروی حضرت صادق

 

قلوب شیعه حریمش بود ولی به بقیعش

دل شکسته کند جستجوی حضرت صادق

 

نبین به قبر خرابش ببین که چشمۀ خورشید

بجوشد از افق خاک کوی حضرت صادق

 

خدا کند که صبا بر مشام ما برساند

شمیمی از حرم مُشک بوی حضرت صادق

 

خدا کند من آلوده باز هم چو «مؤید»

سر نیاز بسایم به کوی حضرت صادق

استاد سید رضا موید

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

اشعار میلاد پیامبر اکرم و امام صادق علیه السلام (4)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان (فریدون تَوَلَلی)


شعرهای فریدون تَوَلَلی

فریدون تَوَلَلی (۱۲۹۸، شیراز - ۹ خرداد ۱۳۶۴، تهران) شاعر ایرانی بود.شعر توللی عمدتاً شعری عاشقانه، رمانتیک و احساساتی است:با تصاویر، واژه‌ها و ترکیب‌های فریبندۀ خوشاهنگ، که با بیان شاعرانۀ احساسات فردی، بیش از هر چیز از کامجویی‌های جسمانی سخن می‌گوید؛ و توفیق وی در شاعری، به‌سبب همین شعرهاست. توللی در سرودن شعر عاشقانه به شیوۀ نو، روزگاری پیشرو و نظریه‌پرداز بوده‌است و در این زمینه سهم بزرگی دارد.

 

معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان

ای خوشـــــا دولت دیــدار دل افـــروختگان

دلـــــــم از صحبت ایـن چرب زبانان بگرفت

بعد از این دست من و دامن لب دوختگان

عاقـــبت بر ســـر بازار فـــــریبم بفـــروخت

نـــاجوانــمردی ایـــن عـــاقبت انــدوختگان

شـرمشان باد زهنگــامه رسوایی خویش

این متـــاع شـــرف از وسوسه بفروختگان

یار دیـــرینه چنان خاطرم از کینه بسوخت

که بنــــــــالید به حالـــم دل کین توختگان

خوش بخندیــد رفیقان که درین صبح مراد

کهنـــه شد قصه ما تا به سحر سوختگان

 

معـرفت نیـست در ایــن معرفت آموختگان (فریدون تَوَلَلی)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

سلام!حال همه‌ی ما خوب است (سید علی صالحی)


نامه سید علی صالحی

سید علی صالحی زادهٔ ۱۳۳۴ در ایذه در استان خوزستان شاعر و نویسندهٔ معاصر ایرانی است. وی پایه‌گذار جریان موج ناب و شعر گفتار در شعر معاصر ایران است. وی همچنین یکی از دبیران اصلی کانون نویسندگان ایران بود. صالحی از چهره‌های مطرح و شناخته شده در شعر معاصر فارسی است.

یکی از مشهورترین آثار سیدعلی صالحی که با صدای خسرو شکیبایی ماندگارتر شده مجموعه «نامه ها» است.شعر زیر بخشی از این مجموعه می باشد

 

سلام!

حال همه‌ی ما خوب است

ملالی نيست جز گم شدنِ گاه به گاهِ خيالی دور،

که مردم به آن شادمانیِ بی‌سبب می‌گويند

با اين همه عمری اگر باقی بود

طوری از کنارِ زندگی می‌گذرم

که نه زانویِ آهویِ بی‌جفت بلرزد و

نه اين دلِ ناماندگارِ بی‌درمان!

تا يادم نرفته است بنويسم

حوالیِ خوابهای ما سالِ پربارانی بود

می‌دانم هميشه حياط آنجا پر از هوای تازه‌ی باز نيامدن است

اما تو لااقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی

ببين انعکاس تبسم رويا

شبيه شمايل شقايق نيست!

راستی خبرت بدهم

خواب ديده‌ام خانه‌ئی خريده‌ام

بی‌پرده، بی‌پنجره، بی‌در، بی‌ديوار ... هی بخند!

بی‌پرده بگويمت

چيزی نمانده است، من چهل ساله خواهم شد

فردا را به فال نيک خواهم گرفت

دارد همين لحظه

يک فوج کبوتر سپيد

از فرازِ کوچه‌ی ما می‌گذرد

باد بوی نامهای کسان من می‌دهد

يادت می‌آيد رفته بودی

خبر از آرامش آسمان بياوری!؟

نه ری‌را جان

نامه‌ام بايد کوتاه باشد

ساده باشد

بی حرفی از ابهام و آينه،

از نو برايت می‌نويسم

حال همه‌ی ما خوب است

اما تو باور نکن!

 

سلام!حال همه‌ی ما خوب است (سید علی صالحی)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را (ملک الشعرای بهار)


شعر زیبا از ملک الشعرای بهار

محمدتقی بهار (زادروز پنجشنبه ۱۲ ربیع الاول ۱۳۰۴ هجری قمری، برابر با ۱۸ آذر ۱۲۶۵ هجری شمسی و مطابق با ۹ دسامبر ۱۸۸۶ میلادی _ درگذشت یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۳۰، برابر با ۲۲ آوریل ۱۹۵۱ در خانه مسکونی خود در تهران و خاکسپاری ۲ اردیبهشت در آرامگاه ظهیرالدوله در شمیران ) ملقب به ملک‌الشعرا و متخلص به «بهار»، شاعر، ادیب، نویسنده، روزنامه‌نگار، تاریخ‌نگار و سیاست‌مدار معاصر ایرانی بود.

 

گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را

نشد کاین آسمان راحت گذارد یک ‌نفس ما را

عسس با دزد شد دمساز و ما با هر دو بیگانه

به ‌شب ‌از دزد باشد وحشت ‌و روز از عسس‌ ما را

گرفتار جفای ناکسان گشتیم در عالم

دربغا زندگانی طی شد و نشناخت کس ما را

ز بس ماندیم درکنج قفس‌، گر باغبان روزی

کند ما را رها، ره نیست جز کنج قفس ما را

نشان کاروان عافیت پیدا نشد لیکن

به کوه و دشت کرد آواره آوای جرس ما را

ز دست دل گریبان پاره کردیم از غمت شاید

سوی دل باشد از چاک گریبان دسترس ما را

درین تاریکی حیرت‌، به دل از عشق برقی زد

مگر تا وادی ایمن کشاند این قبس ما را

بریدیم از شهنشاهان طمع در عین درویشی

که از خوبان نباشد جز نگاهی ملتمس ما را

اگر خواهی که با صاحبدلان طرح وفا ریزی

کنون درنه قدم‌، زیرا نبینی زین سپس ما را

خداوندی و سلطانی به یاران باد ارزانی

درین بیدای ظلمانی فروغ عشق بس ما را

هوس بستیم تا ترک هوس گوییم در عالم

بهار آخر به جایی می‌رساند این هوس ما را

 

گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را (ملک الشعرای بهار)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

النگو (حامد عسکری)


اشعار حامد عسکری

حامد عسکری متولد 10 خرداد 1361 در بم، ترانه سرا و شاعر است.فارغ التحصیل لیسانس رشته حقوق قضایی از دانشگاه تهران شمال می باشد وی فوق دیپلم خود را در پایه لمعتین در حوزه علمیه گذرانده است، پدرش معلم بود.

 

نشسته در حیاط و ظرف چینی روی زانویش

اناری بر لبش گل کرده سنجاقی به گیسویش

قناری های این اطراف را بی بال و پر کرده

صدای نازک برخورد چینی با النگویش

مضاعف می کند زیبایی اش را گوشوار آنسان

که در باغی درختی مهربان را آلبالویش

کسوف ماه رخ داده ست یا بالا بلای من

به روی چهره پاشیده است از ابریشم مویش؟

اگر پیچ امین الدوله بودم می توانستم

کمی از ساقه هایم را ببندم دور بازویش

تو را از من جدا کردند هر باری به ترفندی

یکی با خنده تلخش یکی با برق چاقویش

قضاوت می کند تاریخ بین خان ده با من

که از من شعر می ماند و از او باغ گردویش

رعیت زاده بودم دخترش را خان نداد و من

هزاران زخم در دل داشتم این زخم هم رویش

 

النگو (حامد عسکری)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

آشنایی با فرش یزد


قالی یزد عموماً از رنگ بندی تیره تری برخوردار است

 

یزد در حاشیه جنوبی دشت کویر واقع شده و کوههای متعددی اطراف آن را فرا گرفته اند. آب و هوای آن خشک و باران سالیانه اش اندک است. شاید یکی از علل رواج قالیبافی در آن منطقه، شرایط خاص آب و هوایی باشد. از قدیم الایام مردم ساکن در آن ناحیه، علاقمندی خود را به صنایع دستی و بویژه قالیبافی نشان داده اند.

 

در قالی یزد که عموماً با دار عمودی و گره نامتقارن فارسی و دو پوده تولید می گردد تار از پنبه و پود نیز از پنبه یا پشم است

پرز: کیفیت پشم که عموماً از بازار اصفهان و تهران فراهم می گردد متفاوت است و معمولاً نیمه بلند چیده می شود. برخی قالیهای پرز نخی مصرف خانگی دارند. و گاهاً از پشم براق و کمی نرم و کم دوام نیز استفاده می شود که قالیهای حاصله کیفیت چندانی ندارند

گره: همچنان که پیشتر اشاره شد گره قالی یزد از نوع فارسی باف بوده و تقریباً ظریف تولید می گردد.با رجشمارپنجاه

 

زیبایی شناسی فرش یزد با نگاهی به طرح نقش و رنگ, خرید فرش یزد

عکس فرش یزد

 

طرح های رایج در فرش یزد:

در گذشته فرش یزد با طرح و نقش هراتی و چهار خانه بافته می شد اما پس از ورود طرحهای فرش کرمان، تنوع بیشتری یافت و اینک طرحها از اصفهان و کرمان و کاشان اقتباس می گردد تأثیر پذیری قالی یزد از قالیهای کرمان بخصوص از زمانی که از نقشه استفاده می شود بیشتر محسوس است. با همه اینها در قالی یزد، نقش گلها با تزئینات هندسی و نیز نقش ترنج و طرحهای باغی متداول ترند.

 

رنگ بندی فرش یزد:

قالی یزد عموماً از رنگ بندی تیره تری برخوردار است با اینحال طیف رنگهای تیره فام در اکثر موارد از هارمونی بسیار جذابی برخوردار شده اند. رنگهای زمینه در قالی یزد عبارتند از آبی و قرمز مایل به بنفش . از سفید، آبی روشن و صورتی (رنگهای روشن فام) جهت ایجاد کنتراست بهره گرفته شده است. آن دسته از قالیهای تولید شده در یزد که متأثر از قالیهای کرمانی هستند عموماً از طریق چیرگی رنگ قرمز حاصل از قرمز دانه، رنگ آبی روشن یا تیره و همچنین رگه های آبی رنگ که در پشت قالی قابل رؤیت هستند قابل تشخیص اند

 

رنگرزی

رنگرزی خامه فرش امروزه هم بصورت گیاهی و هم بصورت شیمیایی در یزد رایج است.

 

منبع:seeiran.ir

 

 

آشنایی با فرش یزد
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم

شعار ولادت امام حسن عسکری علیه السلام (4)


سرود میلاد امام عسکری (ع)

 

سُرور ِ دل عیان بُوَد به شور و شوق دلبری

مبارک است ولادت مولا امام ِ عسکری

تویی امام ِ انس و جان یا مولا

نور زمین و آسمان یا مولا

بابای صاحب الزّمان یا مولا

یوسف زهرا یا مولا یوسف زهرا یا مولا...

 

تو آمدی دهی به ما درس شرافت و وفا

تا که شویم پیرو ِ تو برای ما نما دعا

آمدنت مژده به پیروان است

که موسم رحمت بی کران است

ولادت امام ِ عاشقان است

یوسف زهرا یا مولا یوسف زهرا یا مولا...

 

جلوه ی مرتضاییَت تجلّی سینجلی

معتکف حریم تو شویم به ذکر یا علی

به لطف و یاری خدا یا مولا

رَویم به قلب مبتلا یا مولا

از سامرا به کربلا یا مولا

یوسف زهرا یا مولا یوسف زهرا یا مولا...

 

استاتوس فیسبوکی طنز, استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک

مولودی میلاد امام حسن عسکری (ع)

 

بی قرارم بی قرارم دلم از سینه پریده

فراموشم شده غصه اومده صبح سپیده

 

بکنید هلهله برپا پدر مهدی رسیده

برای دلبرا دلبری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

 

چقد شبیه حیدری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

شب نوره شب شوره بساط عاشقی جوره

 

بذا پات و روی چشمام بی تو قلبم سوت و کوره

اگه قسمتم بهشته با تو نورٌ علی نوره

 

ز یوسفم خوشگل تری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

چقد شبیه حیدری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

 

ذکر تسبیح ملائک یا حسن سیدی مولاست

اسم زیبای تو آقا مایه تسکین دلهاست

 

اومده وارث حیدر خنده رو لبهای زهراست

وارث عصمت مادری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

چقد شبیه حیدری یا حسن عسکری یا حسن عسکری

 

 

اومده دنیا جان ِ پیمبر،پسر ِ زهرا عزیز حیدر

حسن ِ دوّم ِ عترت ِ طاها،یه آیه ای از سوره ی کوثر

کعبه ی دلبری خوش آمدی،از دو عالَم سری خوش آمدی

امام ِ عسگری خوش آمدی امام ِ عسگری خوش آمدی

یا اباالمهدی امام ِ عسگری یا مولا...

 

دل ِ همه اسیر و بی قراره،واسه ما عشق ِ او دار و نداره

به یُمن ِ مقدم ِ امام ِ شیعه،از آسمون بارون ِ گل می باره

به لبا زمزمه یا مولانا،مقتدای همه همه یا مولانا

پسر ِ فاطمه یا مولانا پسر ِ فاطمه یا مولانا

یا اباالمهدی امام ِ عسگری یا مولا...

 

آرزمونه که با خُدا باشیم،سائل ِ درگاه ِ شما باشیم

ایشالا با نابودی ِ دشمن،شب ِ میلادت سامرا باشیم

غرق ِ جود و کرمِت کن مارو،خاک ِ زیر قدمِت کن مارو

مدافع ِ حرمِت کن مارو مدافع ِ حرمِت کن مارو

یا اباالمهدی امام ِ عسگری یا مولا...

 

شعر ولادت امام حسن عسکری, مولودی ولادت امام حسن عسکری

شعرهای ولادت امام حسن عسکری (ع)

 

آمده جان جهان جلوه حی ازلی

پسر فاطمه(س) و یوسف کنعان علی

تو زاده پیغمبری یا مولا مظهر نور داوری یا مولا

از همه ی خوبان سری یا مولا یا امام عسگری یا مولا

مولانا گل زهرا(س) ، یا سیدی ابن الرّضا

 

به تولای تو من زائر عرشم به خدا

که تویی جان جهان ، حجت حق ، نور هُدا

جود و عطایت بی کران یا مولا خورشید بی نام و نشان یا مولا

کوه عنایات و غفران یا مولا بابای صاحب الزّمان یا مولا

مولانا گل زهرا(س)، یا سیدی ابن الرّضا

 

قبر پاک تو شها در دل عاشقان همه است

نقش روی سنگ آن یا علی و یا فاطمه(س) است

وهابیون کز اعدایند یا مولا دشمن آل طاهایند یا مولا

تا به قیامت رسوایند یا مولا جیره خور آمریکایند یا مولا

مولانا گل زهرا(س) ، یا سیدی ابن الرّضا

 

آرزوی عاشقان زیارت مرقد توست

قبله دل همه به جانب گنبد توست

دوباره ای پور زهرا(س) یا مولا آن حرمت را می سازیم یا مولا

مثل ضریح شش گوشه یا مولا دل به شکوهش می بازیم یا مولا

مولانا گل زهرا(س) ، یا سیدی ابن الرّضا

 

اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیه (5)


مداحی وفات حضرت معصومه (س)

 

ای غبــــار آستــــانت، آبـــروی اهــــل قــم

داده زینت خــاک زوارت بــه روی اهــل قــم

 

وصف تو محفل به محفل، گفتگـوی اهل قم

روز و شب چشم عنایاتت به سوی اهل قم

 

آفتــاب و مــاه، تـا در چـرخِ گیتی‌پرور است

سایۀ‌ گلدسته‌هایت بر سرِ این‌کشور است

 

دخت موسایی وصد موسی مقیمِ طور توست

وسعت ملک خـدا، غـرق شعـاع نــور توست

 

عصمت و تقوا و پاکی و شرف،منشور توست

قم اگر گردیده مشهور جهان،مشهور توست

 

نه فقط«موسی‌بن‌جعفر»را سرورِ سینه‌ای

چـارده معصــوم را ســر تــا قــدم آیینـه‌ای

 

نخـل موسـای ولایت، بــر نـدارد مثـل تـو

بعـد زینب فاطمــه، کوثــر نـدارد مثـل تـو

 

هفتمین بحر شـرف، گوهر ندارد مثـل تـو

حجت هشتم، رضا، خواهر ندارد مثـل تـو

 

چارده خورشیدِ خورشیـد آفرین را کوکبی

بر سر دست پدر، هم فاطمه، هم زینبی

 

ای بـه جـان و پیکـر پاکت، سلام فاطمه

بضعــــه پیغمبـــر اکـرم، تمــــام فاطمه

 

از دهانـــت ریختــــه دُرِّ کـــلامِ فاطمــه

بر تو چون زهرا برازنده است، نامِ فاطمه

 

گفتگویت یاد از «امّ ابیهــا» می‌کند

تا رضا روی تو بیند، یاد زهرا می‌کند

 

خاک قم بالد که دارد نقشِ جای پای تو

وحیِ مُنزَل جوشد از گفتارِ روح افزای تو

 

می‌بـرد دل از امـامـان هُـدا، سیمای تو

تـا صـف محشـر ســلام‌الله بـر آبـای تو

 

گر جهان بار دگـر «موسی‌بن‌جعفر» آورد

می‌توان چون حضرت معصومه، دختر آورد

 

روی تو روی بهشت و خوی تو خوی بهشت

نی عجب کز سینه‌ات بوی پدر،بوی بهشت

 

قم شـده بـا مقـدم نـورانیَت، کوی بهشت

محو شد از ذهن اهل قم، هیاهوی بهشت

 

تا به سـوی قم تو را طی سفـر، آغاز شد

یک در جنّت به خلق، از جانب قم، باز شد

 

شعلـۀ داغ پـدر بـر سینـه می‌زد آذرت

بود از هجر رضا سـوز دل و چشم ترت

 

حیف در سنّ جوانـی مثل زهرا مادرت،

بعد هفده روز پر زد مـرغ روح از پیکرت

 

کس نداند آتش داغت به اهل قم چه کرد

با دل زار رضـا آن حجت هشتـم، چـه کرد

 

اهل قم کز مکتبت علـم حـدیث آموختند

پای تا سر در عزایت چون شرار افروختند

 

دیده بر تابــوت تـو از چــار جانب دوختند

روز تشییعت به یـاد دفن زهـرا سوختند

 

پیکــر پـاک تـو را روز از زمیـــن برداشتند

جسم زهرا را دل شب در لحد بگذاشتند

 

تربت پـاک تــو را مـــادر زیــارت می‌کند

هم رســول‌الله، هم حیدر زیـارت می‌کند

 

هم رضا، هم موسی‌جعفر زیارت می‌کند

هـر امـام و هــر پیــام‌آور زیــارت می‌کند

 

بارگاه قدس تو، برتـر ز عرش کبریاست

تا خدا دارد خدایی کعبه دل‌های ماست

 

ای مـــزارت کعبـــۀ دل، تربتت، بیـت‌الحـــرام

تا تـو را - یا فاطمه! - در شهـر قم باشد مقام

 

ازخراسان می‌دهد هر صبح،خورشیدت سلام

گویــی از قبـــر رضـــا، بــر اهــل قم آید پیام:

 

هر که چون«میثم»به خاک این حرم صورت بهشت،

روز محشـر می‌شـود واجـب بــرای او بهشت

 

مداحی وفات حضرت معصومه, شعر وفات حضرت معصومه

شعر وفات حضرت معصومه (س)

 

روی قبرم بنویسید که خواهر بودم

سالها منتظر روی برادر بودم

 

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟

من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

 

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است

اینهمه راه بیایم ،تو نیایی سخت است

 

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم

سالها میشود و از پیرهنش بی خبرم

 

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم

با تن خسته و با قد خمیده رفتم

 

بنویسید همه دور ربرم ریخته اند

چقدر دسته ی گل روی سرم ریخته اند

 

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند

که سرم را نشکستند خدایی خوبند

 

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد

به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

 

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت

معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

 

...من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟

من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

 

بنویسید که عشاق همه مال هم اند

هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

 

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید

من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

 

روی قبرش بنویسید برادر بوده

سالها منتظر دیدن خواهر بوده

 

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده

بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

 

بنویسید کفن بود،خدایا شکرت

هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

 

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود

در کنارش پسری داشت که غارت نشود

 

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟

اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

 

بنویسید سری بر سر نی جا میکرد

خواهری از جلوی خیمه تماشا میکرد

 

 شعر حضرت معصومه, شعر در مورد حضرت معصومه

اشعار وفات حضرت معصومه (س)

 

عصمت حقّی و بانوی مظلومه ای

نوری از کوثری،حضرت معصومه ای

دیده گریانِ تو،جان به قربانِ تو

ای قبله ی حاجات،یا عمّه ی سادات

واویلا واویلا واویلا واویلا...

 

*از قدومِ تو قم مدینه ای دیگر است

طلعتِ قُدسی ات آینه ی مادر است

دل به تاب و تَبَت،ذکرِ روز و شبت

ای جان و جانانم،رضا رضا جانم

واویلا واویلا واویلا واویلا...

 

*مَحمِلت غرق گل شده ز مِهر و وفا

سوزم از روضه ی کوفه و شامِ بلا

دیدگانِ تر و،سنگ و خاکستر و

غمهای پی در پی،سرها به روی نِی

واویلا واویلا واویلا واویلا...

 

گردآوری:بخش فرهنگ و هنر بیتوته

 

اشعار وفات حضرت معصومه سلام الله علیه (5)
انتشار : ۲۰ مرداد ۱۳۹۷

برچسب های مهم


تمامی محصولات و مطالب این سایت حسب مورد دارای مجوز های لازم از مراکز مربوطه می باشد و سایت و فروشگاه دارای نماد اعتماد الکترونیکی می باشد و تضمین بازگشت وجه در قبال نارضایتی و یا خرابی محصول وجود دارد تا 7 روز کاری.

فید خبر خوان    نقشه سایت    تماس با ما